اختصاصی سخن//

بیگی: حفظ وضع موجود، یک بیماری مزمن در مملکت ماست/ استراتژی در سطح وزارت کشور وجود ندارد/ بومی بودن استاندار اهمیت ندارد

بیگی: حفظ وضع موجود، یک بیماری مزمن  در مملکت ماست/ استراتژی در سطح وزارت کشور وجود ندارد/ بومی بودن استاندار اهمیت ندارد

 


به گزارش سخن، احمد علیرضا بیگی با حضور در تحریریه سخن در رابطه با مسائل پیرامون جامعه با خبرنگار سخن به گفتگو نشست که متن گفتگو به دلیل طولانی بودن  در چند بخش ارائه می شود.

بخش اول گفتگو را در متن زیر می خوانید:

 با توجه به قانون منع به کار گیری بازنشستگان  نظر شما بعنوان کسی که قبلا استاندار آذربایجان شرقی بودید در مورد عملکرد استاندار وقت آ.ش، خدابخش چیست عملکرد ایشان را چگونه ارزیابی می کنید؟!
قضاوت در رابطه با عملکرد خدا بخش فارغ از فضای عمومی کشور امکان پذیر نیست. از جنبه های مثبت خدابخش، آشنا به کار بودن ایشان است. کسی که سابقه ی ۸-۹ سال معاونت سیاسی، معاونت عمرانی استانداری را در بخش آذربایجان شرقی و غربی دارد، استاندار اردبیل نیز شده است.
علی القاعده این شخص بخش عمده ی عمر اداری خود را در بخش استانداری سپری کرده است و در آشنایی به کار مشکلی ندارد، ولی به واسطه ی فضای عمومی که دولت حاکم کرده است فقدان اراده در کارها و فعالیت های دولتی حس می شود که این موضوع در نهایت باعث بی نتیجه ماندن کارها  عدم شکوفایی ظرفیت ها شود و هم چنین بیشتر کار ها به واسطه ی منابع مالی محدود، به تعویق می افتد. خدابخش و هر کسی که به جای ایشان در این جایگاه قرار گیرد این مسائل در نتیجه ی فعالیت هایش اثر می گذارد و سبب می شود عملکرد قابل توجهی وجو نداشته باشد. با توجه به ظرفیت های موجود باید نتیجه کارها بیشتر چشمگیر می شد ولی این اتفاق نمی افتد.
هم چنین استراتژی دولت در ارتباط با اداره ی استان ها متمرکز است و مدیران استان ها اختیارات قابل توجهی ندارند تا بتوانند مشکلات فعلی را برطرف کنند.

چون بنده عضو کمیسیون شورا هستم و عموما با استانداری ها، بخشداری و شهرداری ها در ارتباط ام و به شهر های مختلف رفت و آمد دارم در آنجا نیز این مشکلات را می بینم و این فضا نه تنها در آذربایجان شرقی بلکه در سایر استانها نیز حاکم است.
 به نظرتان از گزینه های موجود چه کسی مناسب تر است آن شخص چه شاخصه هایی باید داشته باشد؟
اگر شما در انتخاب وزرای جدید و معرفی آنها دقت کنید، ویژگی بارز آن ها این است که هیچکدام سیاسی نیستند و وجه عمده و ویژگی شاخص آنها  بدون حاشیه بودنشان است البته غیر از آقای شریعتمداری.
شاید این موضوع سبب شد که اختلافی بین جهانگیری و روحانی اتفاق بیفتد؛ چون اصرار جهانگیری براین بود که این اشخاص به تفکرات خاصی تعلق داشته باشند و به این واسطه بتوانند اعمال اراده کنند.
شاید مصلحت مملکت در این برهه همین است، لذا بر اساس پیش درآمد هایی که از دولت مشاهده می کنیم، پیش بینی می کنیم نفر بعدی که برای استانداری انتخاب می شود افراد غیر سیاسی و بدون حاشیه است که اگر غیر از این باشد قطعا برای دولت مشکل ساز است.

به نظر می آید دولت به سمتی می رود که اشخاص غیر سیاسی انتخاب شوند برای آنکه فضای موجود کشور را اداره کند. زیرا اگر بنا باشد با توجه به فضای کشور چالش سیاسی هم در استان ها به آن اضافه شود قطعا به سمت تنش و بحران می رود.

– برخی ها اصرار برای نگهداشتن خدابخش دارند علت چیست؟!
بیماری مزمنی که در مملکت ما وجود دارد، حفظ وضع موجود است و ترس از تغییر شرایط وجود دارد که حتی این موضوع باعث تغییر نگرش مردم به دولت را ایجاد می کند، مثلا  این موضوع در مورد شهردار تهران هم وجود دارد.

نمایندگان مجلس حدود یک ماه قبل قانونی تصویب می کنند، بعد، ۱۴۰ نفر بعد از گذشت چهار هفته مصمم می شوند که در مورد شهردار تهران مصوبه ای بنویسند که آن قانون در مورد شهردار تهران حاکم نشود؛ اصلا در تاریخ قانون گذاری ما این چنین کاری بی سابقه است، که مثلا ما برای یک فرد خاص قانون بنویسیم و او را مستثنی کنیم وقتی قانون منع بازنشستگی تصویب شده است همه در مقابل قانون برابرند.

این موضوع در استان ما نیز وجود دارد. در استان ما اشخاصی از، “عبور از شرایط موجود” واهمه دارند. بیشتر این ترس و واهمه بدین دلیل است که شخص دیگری قرار است بر سرکار بیاید که معلوم نیست چگونه فردی است، و به همین دلیل برخی ها با تغییر شرایط مخالفت می کنند. این ترس از عوض کردن شرایط در بیشتر بخش های اداری و دولتی وجود دارد.
– پس با این حساب به نظر شما این که صبر کنند دوره ی مدیریت آنها تمام شود سپس عوض شوند اشتباه است بهترین شرایط این است که سریع تعویض اتفاق بیفتد و شرایط عوض شود؟!
بله. حدود چهار ماه قبل که موضوع منع به کار گیری بازنشستگان در دستور کار بود و این طرح ظرفیت تصویب را داشت،  ما به وزیر کشور گفتیم  شما برای اجرا شدنش پیش دستی کنید و نفرات جایگزین را معرفی کنید چون که بالاخره کسانی که شامل این قانون هستند، در دستگاه های دولتی که حدود ۱۷-۱۸ نفر هستند، تا زمانی که تکلیف اینها مشخص نشود کاری از پیش نخواهند برد(چون رفتنی هستند) و بهتر است به جای مقاومت در باره ی اجرایی شدن این قانون، بجای این افراد بازنشسته سریعا فردی را  معرفی کنید.
ولی خب این در شرایطی است که ما روحیات و خلق و خو های وزیر کشور را در موضوعات مختلف و همچنین  کارکرد های ایشان را در هر زمینه ای می بینیم! مثلا در موضوعات امنیتی که جزو حوزه ی وظایف وزیر کشور است شما می بینید که در پایتخت جمهوری اسلامی ایران (تهران) دراویش چهار روز مرکز کشور را میبندند و آنجا شمشیر گردانی می کنند و در آخر نیروهای انتظامی و بسیجیان شهید می شوند تا دست آخر بعد فشار هایی، وزارت کشور حاضر به مداخله شود و با این ها برخورد کرده و دستگیر کنند و ماجرا خاتمه پیدا می کند.
همچنین عین قضیه را در اهواز نیز می بینید، موضوعی که می تواند اسباب شوکت جمهوری اسلامی باشد؛ در جایی که نقطه ی قوت ما بود، و ما یک وجب از خاکمان در خوزستان را به صدام ندادیم اما در روز آغاز هفته ی دفاع مقدس  در آن مراسم ویژه که جماعت آمده اند تا شوکت و عظمت نیرو های مسلح ما را ببینند و آن همه تماشاگر آمده دشمن به مردم شلیک می کنند حتی این تروریست ها آن قدر مجال پیدا می کنند که تک تک به این آدم ها تیر خلاص می زنند (که بعد ها در بررسی این موضوع می بینید که بی موالاتی، بی تصمیمی باعث کاری به این بزرگی شده)؛ آن هم درست زمانی که رئیس جمهور ما بعد از مراسم رژه عازم نیویورک هستند و می خواهند سخنرانی کنند اما در حین رژه به ایشان خبر می دهند که چنین اتفاقی افتاده و روحیه ی رئیس جمهور افت می کند. در فضای بین المللی وقتی که این خبر منتشر شد جمهوری اسلامی ایران را جغرافیایی متزلزل و متشنج خود را نشان داد. کازرون و قائمیه خود یک موضوعی که سبب می شود عموم مردم دل زدگی خود را در کازرون و قائمیه ابراز کنند.
همه اینها از فقدان استراتژی در سطح وزارت کشور حکایت می کند، که این مسئله بر استانداری، شهرداری، فرمانداری استان ما اثر گذاشته است.

و یا مثلا نمایندگان مطالبات و در خواست هایی دارند (مثلا با نماینده ای  فرماندار  یا بخشدار سازش ندارد) و این مشکلاتشان را مطرح می کنند و  بخاطر پیشروی به هدف خود بعضی سوال ها و استیضاح ها را مطرح می کند اما وزارت کشور همه ی این ها را به راحتی به حراج می گذارد و مثلا فرماندار ها و یا بخشدار ها را عوض می کند و همه ی آنها احساس تزلزل می کنند که به راحتی با خواسته ی یک نماینده بر کنار می شوند(منظور اینکه افراد نمی توانند خیال راحت از ثبات شغلی شان داشته باشد).

یا شما در جریان استیضاح از رئیس جمهور دیدید که نمایندگان ۴ بار این سوال را از رئیس جمهور پرسیدند و یک تعداد از نمایندگان رفتند و سوال های خود را پس گرفتند و بخاطر این پس گرفتن بعضی امتیازات را دریافت کردند ازجمله در موضوع جابجایی فرماندار ها و بخشدار ها، این مسائل در فضای مجازی نیز منتشر شد. با اینکه در این شرایط بحرانی اقتصادی انواع و اقسام معضلات در مراکز تولیدی مان وجود دارد، آن اشخاصی که باید معضلات  مراکز تولیدی را مدیریت کنند، به دلیل عدم احساس ثبات شغلی خود نمی تواند به مشکلات مردم رسیدگی کند که این مسئله فوق العاده برای کشور خطرناک است.
وقتی استاندار ها یا فرماندار ها بی ثبات هستند این به حوادث بزرگی می تواند منجر شود که حال در گوشه و کنار جامعه می بینیم.

 

– بومی بودن استاندار اهمیتی دارد یا نه؟!
نه. اولویت، رضایت مردم است این می تواند از ویژگی های یک استاندار موفق باشد.
مثلا مهندس اسلامی که ۸-۹ ماه استاندار مازندران شدند را در نظر بگیرید که حال بعنوان وزیر راه و شهرسازی معرفی شدند، در جریان سیل مازندران آنقدر بین مردم محبوبیت پیدا کرده بودند، مثلا آنقدر به بخش های کشاورزی که آسیب دیده بودند سر زده و رسیدگی کرده بود که آنها می گفتند دل ما برای مهندس اسلامی تنگ شده و ما او را می خواهیم و آنقدر واکنش نشان دادند که ایشان وزیر نشود تا در کنار ما بماند. این شخص اکنون وزیر راه وشهرسازی شده است، پس بومی بودن موضوع تعیین کننده ای نیست.
هرچند ما خدابخش را تقریبا بومی حساب می کنیم چرا که ایشان نصف بیشتر عمر کاریشان در تبریز و استان آذربایجان شرقی گذشته است. فاکتور بومی بودن می تواند در موفقیت موثر باشد اما فاکتور اصلی نیست.
استفاده از ظرفیت ها و شناخت آنها، بیشتر تعیین کننده است؛ مردم بیشتر به دنبال مسئولین در دسترس هستند که به خواسته ها و توقعات آنها جواب دهد.

ادامه دارد…

 

ادامه ی گفتگو

بیگی: چرا می ترسند مدرک صادق زاده را در حوزه ی قانون پیگیری کنند/ دولت محتاط است و استراتژی و راهبرد ندارد/ مدیریت سیاسی در استان ما وجود دارد