به گزارش سخن، مناظره های انتخاباتی یکی از کاربردی‌ترین راه‌ها برای شناخت نامزدهای ریاست جمهوری و در عین‌ حال یکی از هیجان‌انگیزترین قسمت‌های رقابت‌های انتخاباتی است. از مواردی که می‌تواند مشوق مردم برای حضور حداکثری باشد همین مناظره ها است و در این‌ بین هرکس به فراخور حال خود قسمت‌هایی از سخنان نامزدها را با دقت گوش می‌کند و یا ازز کنار آن عبور می‌کند.

موضوع خانواده و نقش زن در آن نیز موضوع مبتلا به همه زنان است که نمی‌توانند از کنار آن به‌ سادگی عبور کنند و به این قسمت که می‌رسند همه وجودشان گوش می‌شود تا بدانند فردی که خود را داوطلب سمت ریاست جمهوری مردم ایران کرده است در این زمینه چه نظری دارد.

وقتی از آقای روحانی سؤال شد مهم‌ترین برنامه دولت شما در ایجاد تعادل بین اشتغال بانوان و صیانت از نقش آن‌ها در خانواده چیست؟ و آقای روحانی از افتخارات دولت خود در افزایش ۵۳ درصدی اشتغال زنان در دولت خود گفت اما در بخش صیانت از نقش خانواده به سخنان شعاری اکتفا کرد و گفت: «صیانت از این‌ها هم بسیار مهم است و ما باید کاری کنیم که خانواده‌های ما استحکام داشته باشند، همه مشکلات اجتماعی وقتی ما محاسبه می‌کنیم یکی از عوامل و دلایلش این است که استحکام خانواده‌های ما از بین رفته، صیانت خانواد‌ه از بین رفته و متأسفانه ما نتوانستیم همه اعضای خانواده را برای جامعه امروز و شرایط امروز آماده کنیم برای فعالیت.»

این سخنان روحانی دو پیام در دل خود دارد؛ اولین پیام یعنی اینکه دولت وی در چهار سال گذشته هیچ طرح و برنامه ای برای صیانت از نقش زنان در خانواده نداشته و این در حالی است که آمار طلاق روزبه‌روز در جامعه ما افزایش داشته است.

حضور زنان در اجتماع و تأثیرگذاری اجتماعی لزوماً به معنای اشتغال زنان در ارکان و ادارات دولتی نیست. اشتغال زنان هم در اشتغال تمام‌وقت در نهادهای دولتی خلاصه نمی‌شود اما کسب درآمد و کمک به اقتصاد خانواده در شرایطی که به مدد فنّاوری زنان اوقات فراغت فراوانی در خانه‌ دارند نکته‌ای است که نمی‌توان از آن غافل بود؛ اما وقتی آقای روحانی از افزایش ۵۳ درصدی اشتغال زنان در دولت خبر می‌دهد یعنی دولت به‌جای صیانت از جایگاه زن در خانواده طرح‌هایی را به اجرا درآورده که پس پرده آن دامن زدن به رقابت زن و مرد در تصاحب مناصب و مشاغل دولتی است.

اما کیست که نداند و تصدیق نکند که هم زن و هم مرد در کانون خانواده به آرامش می‌رسند و کانون خانواده با وجود زن گرم می‌شود، در سالهای اخیر آمار اشتغال زنان و آمار طلاق هر دو بالا رفته است، همان‌قدر که دولت نسبت به بالا رفتن درصد اشتغال زنان مدعی است و آن را از افتخارات خود می‌داند در مورد بالا رفتن آمار طلاق مسئول است و باید نسبت به آن پاسخگو باشد.

اینکه شرایط موجود خوب نیست و باید کاری کرد و در این زمینه کاری نشده پاسخ قابل قبولی از سوی رئیس دولت نیست و به‌ قول‌ معروف دولت روزنامه نیست که به گزارش دادن از شرایط موجود اکتفا کند و مردم هم قانع شوند، به‌ ویژه که شخص آقای روحانی اذعان دارد که بسیاری از مشکلات اجتماعی به خاطر لنگ زدن در همین عرصه است.

اما پیام دومی که از سخنان روحانی در این زمینه مخابره می‌شود این است که روحانی با وجود تمام معضلاتی که امروز در عرصه خانواده و زن در جامعه وجود دارد به‌ عنوان کسی که چهار سال در متن ماجرا بوده و نسبت به واقعیت های موجود باید شناخت بهتری داشته باشد، باید برای برون‌رفت از این شرایط طرح و برنامه داشته باشد چرا که اکنون در قامت یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری خود را در معرض انتخابات مجدد قرار داده است ولی کلی‌گویی و اکتفا به گزارش شرایط موجود نشان می‌دهد روحانی در عرصه تثبیت جایگاه زنان در خانواده برای آینده هم هیچ طرح و برنامه‌ای ندارد.

اگر بخواهیم کمی موشکافانه به قضیه تعادل اشتغال زنان نگاه کنیم و برخی واقعیات جامعه را نیز مورد عنایت قرار دهیم شاید بتوان ادعا کرد که نتیجه نهایی افزایش سهم تصدی‌گری زنان در ادارات دولتی به نفع زنان نخواهد بود به چند دلیل:

اول اینکه در جامعه ما مرد تعهدهای مالی نسبت به زن دارد از جمله اینکه مرد موظف به تأمین نفقه همسر و فرزندان خود است. در جوامعی که شرایط اشتغال زن و مرد برابر است تعهدات مالی زن و مرد نیز در خانواده برابر است. حال وقتی درصد اشتغال زنان افزایش یابد مردان کمتری شاغل می‌شوند، درصد بیکاری مردان افزایش می‌یابد و این بیکاری در بین مجردها بر افزایش سن ازدواج هم در بین زنان و هم در بین مردان تاثیر خواهد گذاشت و در بین متأهلین اگر تأثیری بر فروپاشی خانواده‌ها و افزایش آمار طلاق نداشته باشد حتماً در سخت‌تر شدن زندگی خانواده‌ها تأثیرگذار خواهد بود.

از سوی دیگر اشتغال زنان باعث بالا رفتن توقعات مردان نیز شده است، امروز یکی از شرایط ازدواج بسیاری از مردان و پسران اشتغال زن است؛ و بعد از ازدواج اگر تمام هزینه‌های زندگی بر دوش زن قرار نگیرد حداقل آن است که مرد از زن شاغل خود توقع دارد بخشی از هزینه‌های زندگی را متقبل شود، درحالی‌که زن از نظر قانونی تعهدی نسبت به مخارج خانواده ندارد.

این مسائل واقعیات امروز جامعه ما است؛ لغو یک قانون در مورد اشتغال و بعد ژست گرفتن که اشتغال زنان را افزایش دادیم در برابر پیچیدگی‌های جامعه امروز کار بسیار ساده‌ای است که هرکسی قادر به انجام آن است اما طرح، ایده و برنامه منطبق با شرایط جامعه نیازمند افرادی صاحب‌نظر و صاحب اندیشه در این حوزه است؛ که ظاهراً به جناب آقای روحانی در این حوزه نمی‌توان امیدوار بود.

انتهای پیام/

 

 

صاحب نیوز