این بود هویت موجودی خزنده که این روزها در سپهر سیاسی این مملکت در حال پرواز و خودنمایی بوده و نقل و نبات محافل بسیاری از عزیزان دلی شده که همیشه دلواپس این مرز و بوم بوده اند و جز آنها کسی توان فهم این حجم از دلواپسی را در طول تاریخ نسبت به کشور خویش نداشته است.
گاندو‌ی داستان ما از جایی شروع به خزیدن در جامعه و رسانه ها کرد که تمایل به هضم جریانی سیاسی را در پیش گرفت که هزار و یک نوع گرفتاری داخلی و خارجی گریبان گیرش بود و این خزنده بی رحم نیز تصمیمش بر نمایش ضعیف و ناکارامد سکانداران این جریان بود!
حال بگذریم که چه میزان از این داستان عین واقعیت بود و چقدر از آن ساخته ذهن عوامل این سریال، تامل بر این باید کرد که آیا واقعا تضعیف شخصیت های برجسته سیاسی و دولتی یک کشور در این زمان حساس که هم از خارج در آماج دشمنان بسیار بوده و هم از داخل فشار بالایی را تحمل می کنند صحیح بوده؟ در کجای جهان این دوگانگی و تضعیف شخصیت و روحیه را می شود در یک جامعه شاهد بود آن هم دقیقا  زمانی که یک طرف داستان هنوز روی کار بوده و ماموریت خدمتشان هنوز در جریان است؟
ضعف عملکرد دولت تدبیر و امید بر کسی پوشیده نیست و حتی بی تدبیری دولتمردان در بسیاری از امور نیز مورد نقد رسانه هاست و به لطف فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و فضای نسبتا باز انتقادی، همگان ضعف های دولت را گوش زد کرده و مورد انتقاد قرار می دهند حال اینکه در زمان دولت های سابق فضای انتقادی فراگیر و مردمی با این وسعت و برد بالا اصلا وجود نداشت و هنوز شبکه های اجتماعی در ایران دارای این حجم از کاربر و مخاطب نبودند.
ما نیز منتقد ضعف ها و تشویق گر نقاط قوت تمام دولت های نظام جمهوری اسلامی ایران بوده و هستیم اما روی سخن مان با عزیزان دلی است که صرفا حرکت بر مسیر یکطرفه خود را تائید می کنند و همیشه منتقد جریان های مقابل بوده اند که کاش این امر هم در فضای انتقاد بود، چرا که تخریب رکن اصلی این طیف در تمامی دوران ها بوده است.
مسئولی که در نظام جمهوری اسلامی دارای پست و جایگاهی می باشد باید حواسش به اداره هرچه بهتر امور باشد چرا که فریاد عدالت خواهی از آرمان های اصلی این انقلاب بوده که متاسفانه جریان دلواپسی همیشه در صحنه این مملکت، رخصت خشک شدن عرق این سیاستمداران را هم نمی دهد و در اولین فرصت سعی در تخریب کسانی دارد که هنوز مردم فرصت خدمت را به آنها داده اند و با تحمل هر نوع مشقت معیشتی و اجتماعی هنوز هم رشته هایی از امید در دل خود دارند که شاید اوضاع کشور بهتر از وضع موجود شود که حقیقت هم همین است.
ملتی که پشتش به خدا و آرمان های بلند گرم است با خیانت و سستی عمل چند مدیر و مسئول زمین نمی خورد و نخواهد خورد.
تلاقی زمان پخش این سریال و رویداد های سیاسی کشور در حوزه روابط خارجی و فرارسیدن ایام آستانه انتخابات نیز سوژه بسیار مناسبی شد تا بهره برداری سیاسی نورچشمانی که در دوران خدمت خود نتوانستند گلی به سر ملت زنند و هرچه در توان داشتند صرف افکار غیرکارشناسانه و برنامه های سطحی خود کردند، امروزه با همسویی جریان منتقد دولت و حمایت از گاندو و موج سواری سیاسی در صدر اخبار باشند و با تاختن به عملکرد دولت تدبیر، سعی در رسانه ای کردن خود و نظرات خود داشته باشند.
باید بیشتر در این باره اندیشید که حضور در بهارستان این کشور چقدر میتواند برای عده ای جذاب باشد که روزی ردای خدمت به ملت با عنوان نماینده حوزه انتخابیه خود بر تن می کنند و روز دیگر وام دار دولت حاضر در زمان خود می شوند و روز بعد منتقد همان جریانات، بگذریم که ملت هم پاسخ چنین افراد را پای صندوق های رای قبلا هم داده اند و باز هم خواهند داد و خانه نشینشان می کنند، اما دریغ از آنکه این عزیزان شب تا به سحر به امید پوشیدن رخت خدمت و وصال همای سعادت بهارستان شب زنده داری می کنند و در رویای خود مشق تکلیف و خدمت به جا می آورند.
آری حکایت ابراهیم بت شکن و تکلیف نجات ملت نیز سرمشق این خادمان بدون منت و مردمی بوده و تا ابد خواهد بود، بگذریم که ابراهیم، اسماعیل ها قربانی کرد تا مشق عشق بازی هایش از سخن به عمل رسد و پاداش بهشت سبز در میان آتش سرخ را از آن خود کند، هرچند که آن هم به خواست معشوقش بود و اِلّا ابراهیم منّتی بر قربانی هایش نداشت!
دوست عزیز! ابراهیم شدن، قربانی کردن می خواهد، لاف خدمت و تکلیف با عمل به آن کهکشان ها فاصله دارد، جاودانه شدن کار هر کس نیست و نخواهد بود، مردم می بینند، می شنوند، می فهمند و در پایان انتخاب می کنند.
آزموده را آزمودن خطاست …